نا آشنا - 1370 (شعر)
کیستی؟ نا آشنایی، ای که زارم میکنی؟ گاه در پس کوچه های دل، شکارم میکنی
صفحه صاف دلم را همچو سنگی اندر آب ای که مواج و مشوش قلب پاکم میکنی!
گوی با من، کیستی؟ ماهی؟ منیری؟ اختری؟ ای که روشن از فروغت چشم زارم میکنی
چشمهایم بر ره دور و درازت تا به کی؟ خویش بنما، تا به کی چشم انتظارم میکنی؟
غنچه اممید بر شاخ دلم از یمن توست ای که در سیر حیات اممیدوارم میکنی
شب خیالت همسفر با من بود تا صبحدم گوی مهتابی که روشن لیل تارم میکنی
گاه در پس کوچه های دل شکارم میکنی کیستی؟ " نا آشنایی " ای که زارم میکنی
* سروده شده در سال ۱۳۷۰